ساعت قبل در کلاس فیلم “همسر” فخیمزاده را دیده بودیم، گفتم خوب است موضوع بحث به فیلم ربط داشته باشد. گفتم: به نظر شما این درسته که زنها تو بعضی کارها از مردها ماهرترند و برعکس؟ میخواستم مثلاً بحث به این جور جملهها بکشد: “مربیهای مهدکودک بیشتر زن هستند، چون زنها با بچهها بهتر بلدند کنار بیایند” یا مثلاً “نه اصلاً فرقی نمیکنه و به جنسیت ربطی نداره” و از این حرفهای روانشناسی که زنها در این شغل با استعدادترند و مردها در آن شغل. از این بحثهای تکراری! تمرین حرف زدن برایم مهم بود. همین.
اما چشمتان روز بد نبیند، بلوایی شد آن سرش ناپیدا و من فهمیدم دربارۀ دو موضوع اصلاً نباید در کلاس بحث کرد: زن و فلسطین.
چون آخرش همه دست به اسلحه میبرند. خلاصه از همه چیزِ زن بحث شد الا چیزی که مورد نظر من بود.
ماندانا، شاگرد ایرانی – سوییسی، دستش را بالا برد که دربارۀ پیشرفت زنان اروپا حرف بزند و توضیح داد که اروپا هم یک شبه به اینجا نرسیده. از اروپای درب و داغان 100 سال پیش حرف زد و همانجا گفت: “حتی زنها باید آستین بلند میپوشیدند و سر و سینۀ خود را میپوشاندند”! فکر کنید این حرفها را در جمعی میگفت که یک شاگرد لبنانی محجبه، سه تا مرد یمنی و سه تا مرد ترک هم نشسته بودند. نمیدانم چرا مردم قبل از حرف زدن یک نگاهی به اطرافشان نمیکنند !
حالا مردها به کنار، اما زینب، شاگرد لبنانی، که فارسیاش هم خیلی خوب است خیلی محکم اعتراض کرد که چرا پیشرفت و حجاب را مقابل هم گذاشتی؟ و ماندانا تازه فهمید که حواسش نبوده چه گفته و یک جوری ماستمالیاش کرد. در آخر هم معذرتخواهی کرد و زینب هم گفت: خواهش میکنم. این اشتباه تو ناخواسته بود ولی خیلیها این اشتباه رو میکنند!
من چه کار میکردم؟ من هیچی، وسط کلاس در حال بالا و پریدن بودم که دو به دو به هم فحش ندهند و یکی یکی صحبت کنند و همزمان منتظر بودم زودتر وقت کلاس تمام بشود. پشت دستم را هم کمی داغ کردم.
شعر: زن و فلسطین هر دو در خاک به کلاس پاک از این هر دو ناپاک به (Sara et.al, 2008 )





