1. اصطلاحات را در زبان دوم چطور یاد بگیریم؟ نمیدانم. فقط میدانم که اصطلاحات را یا باید درست استفاده کرد یا اصلاً استفاده نکرد، چون خیلی خندهدار میشود. شاگرد آمریکایی – ایرانی نازنین من همیشه میگوید: ایرانیها همه چیز را میاندازند دورِ گردن دولت! همه چیز که دور گردن دولت نیست، تقصیر خودشان هم هست. هزار بار هم گفتهام این دور را نگو اما باز میگوید.
2. یکی از شاگردها یک روز با حالت مشکوکی پرسید: این فیلم “همیشه پای یک زن در میان است” چه جور فیلمی است؟ و دیگران هم لبخندهای معنیدار زدند. بیچارهها مانده بودند حیران که چطور در کشور اسلامی فیلمی دربارۀ پای یک زن نمایش میدهند که آن هم در “میان” است، و تازه آن هم همیشه!

مجبور شدم “پای کسی در میان بودن” را برایشان توضیح بدهم و فهمیدند که فیلم ربطی به فتیشیزم ندارد و خلاصه از دیدن فیلم کلی ناامید شدند.
برچسبها: کلاس فارسی
نوامبر 19, 2008 در t 11:04 ب.ظ
از طریق کامنتی که تو بلاگ خانم ضابط گذاشته بودین متوجه این جا شدم؛
این پست تون کنج کاو دون مو تحریک کرد و موجب شد برم سر از پست های پیشین تون در بیارم؛
نظرم جلب شد؛
فید تونو به گوگل ریدرم اضافه کردم؛ به این پست تونم تو فرندفید لینک دادم؛
توفیق تون روز افزون
نو به نو بجوشید الهی
نوامبر 20, 2008 در t 7:45 ق.ظ
نه متاسفانه پیدا نشد. دلم هنوز پیشش هست. مرسی از این که حالش را پرسیدید. نگرانش هستم خیلی.
نوامبر 20, 2008 در t 10:27 ق.ظ
این موضوع “همیشه پای یک زن در میان است.” جداً چه ترجمه خندهدار و اروتیکی داره! بماند! در ضمن بنده با احترام به نظر شما در مورد فیم گرسنگی، شدیداً توضیه میکنم که ببینید!
نوامبر 22, 2008 در t 8:26 ق.ظ
از کامنت وبلاگ نیکات به وبلاگت رسیدم. تمام نوشته هایت را خواندم. تمامشان خواندنی بودند. لینک گفتارپریشی را با اجازه به وبلاگم اضافه کردم.
نوامبر 24, 2008 در t 6:49 ق.ظ
داشتم فكر ميكردم به اصطلاح «پا در ميوني كردن» كه چقدر ميتونه واسه اين دوستان هيجانانگيز باشه. يا «پا انداز» كه احتمالن وارد حوزهي سورئاليسم ميشه!! يا مثلن «پا دادن». و هيمنجور بگير بيا تا «پا به پا كردن» و پاهاي مختلفي كه تو اصطلاحات فارسي از اين سر و اون سر توك ميزنه بيرون