زرنگ کلاس

By سارا

 

زرنگ کلاستون کیه؟ این دومین سؤال بود. اول می‎پرسیدند کدوم کلاسی؟ می‌گفتم خانم رفیعی مثلاً. سؤال دوم هم این بود و من باید  اسم سوگلی کلاس را می‌گفتم. هر سال اواخر تابستان شبها خواب می‏دیدم که “زرنگ کلاس” منم و روزها تمام رقیبهای احتمالی را بررسی می‎کردم و دعا می‎کردم در “کلاس بندی”، توی کلاس من نیفتند. من کوچولوی خنگ فکر می‎کردم با زیاد کردن تعداد بیست‎های دفتر دیکته ممکن است روزی “زرنگ کلاس” بشوم. اما زرنگ کلاس بودن یک مفهوم منفرد نبود. یک “بسته” از مفاهیم بود:

1. زرنگ کلاس هفتۀ اول مشخص می‎شود و مراسم تاجگذاری تا روز پنج‏شنبۀ هفتۀ اول تمام شده است. بعد از آن کلاس را به اسم او می‎شناسند. کلاس “محسنی اینا”، “یزدانی اینا”…

2. مامان زرنگ کلاس حتماً زن خوش‎تیپی است و بعید است خانه‎دار باشد.

3. زرنگ کلاس اگر بیست نگیرد، گریه می‌کند، مقنعه‎اش خیس اشک می‏شود و معلم به جای اینکه سرش داد بزند، با خط کش روی دستش بزند و یا ده بار پشت سر هم بگوید افتضاح بود، از تو انتظار نداشتم، می‎گوید: اشکالی نداره، دفعۀ بعد جبران می‌کنی، حالا برو صورتتو آب بزن. (روزی که او بیست نگیرد، همه خوشحالند. چون به مامان و بابا می‎گویند: حتی “او” هم بیست نگرفت.)

4. زرنگ کلاس مشق بچه‎ها را خط می‎زند، حتی مشقهای تو را که اینقدر با سلیقه با مداد قرمز خط فاصله‎ها را گذاشته‏ای و اینقدر در خانه از دستخط قشنگت تعریف کرده‌اند. خط نمی‎زند، چنگ می‏زند و تو باید ورق بزنی که دستش خسته نشود از خط زدن و ورق زدن.

5. زرنگ کلاس تخته را پاک می‎کند و تنها کسی است که می‎تواند وارد دژ مخفی “دفتر” بشود و گچ بیاورد.

7. زرنگ کلاس تنها کسی است که خانم ناظم لپش را می‎کشد و می‌گوید به مامانت سلام برسون.

8. زرنگ کلاس فقط یک نفر است و نه بیشتر و آن یک نفر هیچ‎وقت تو نیستی.

برچسب‌ها: ,

15 نظر to “زرنگ کلاس”

  1. baharmehmani می گوید:

    خیلی خوب بود :)
    می تونم اضافه کنم که در مورد تجربیات من زرنگ کلاس مبصر هم بود در اغلب موارد!

  2. سارا می گوید:

    آره درست می گی. مبصر هم بود. اما یه وقتهایی هم مد شده بود زرنگ کلاس می گفت: مامانم گفته اگه مبصر بشم به درسم لطمه می خوره.

  3. افشین می گوید:

    زرنگ کلاس ما در سال دوم ابتدایی سارنگ بود. دفتر دیکته اش یک دفتر دویست برگ با جلد اعلای قرمزرنگ بود و بعد از هردیکته ای که معلم می گفت، هرکی دفترها رو جمع می کرد و روی میز آقا معلم می گذاشت تلاش مذبوحانه ای می کرد که دفتر خودش را بالای همه دفترها بگذارد تا معلم دیکته او را سرمشق قرار دهد. غافل از اینکه دفتر سارنگ هیچوقت لابلای دفترهای دیگر گم نمی شد و آقا معلم اول از همه دفتر سارنگ را از لابلای آنهمه دفتر بر می داشت، تصحیح می کرد و دیکته او سرمشق دیکته همه ما می شد.
    سارنگ وسط های سال سوم به خاطر انتقال پدرش به شهری دیگر از ما خداحافظی کرد و دیگر هیچ وقت ندیدمش. و من با وجود حسادت کودکانه ای که به او داشتم دلم براش تنگ شد و مدتی با بغض به یادش می افتادم.

  4. سارا می گوید:

    به افشین:
    آخی! من بودم از رفتنش کلی ذوق می کردم!

  5. Lithium می گوید:

    یک نژاد دیگه زرنگهای کلاس بودند که توی دبیرستان و راهنمایی پدیدار شدند. اونها هم بچه باحال بودند، هم زرنگ. همیشه هم می‌گفتند من که هیچ چی نخوندم.

  6. افشین می گوید:

    نمی دونی چه خاطره ای رو برام زنده کردی. امشب به صرافت افتادم توی گوگل سرچ اش کنم. یکی هست که مشخصاتش کاملا می خونه. شاید پیداش کنم.

  7. links for 2008-12-05 | نیم خط وحید » انعکاس لینکهای جالب و خواندنی روز می گوید:

    [...] زرنگ کلاس « گفتارپریشی ۳. زرنگ کلاس اگر بیست نگیرد، گریه می‌کند، مقنعه‌اش خیس اشک می‏شود و معلم به جای اینکه سرش داد بزند، با خط کش روی دستش بزند و یا ده بار پشت سر هم بگوید افتضاح بود، از تو انتظار نداشتم، می‌گوید: اشکالی نداره، دفعۀ بعد جبران می‌کنی، حالا برو صورتتو آب بزن. (روزی که او بیست نگیرد، همه خوشحالند. چون به مامان و بابا می‌گویند: حتی “او” هم بیست نگرفت.) [...]

  8. مهسا می گوید:

    اگه بگم منم یکی ازوناش بودم کتکم نمی زنی؟:دی خیلی خوب نوشتی:)

  9. سارا می گوید:

    مهسا:
    چرا اتفاقا. فقط باید پیدات کنم!
    مرسی که سر زدی

  10. مهران می گوید:

    در مورد کاریکاتور نیک آهنگ می خواستم بگم همه ما وقتی حرف سکس و اینا میشه یه کمی خودمونو جمع و جور می کنیم البته بعضی ها هم سوء استفاده می کنن نیک هم به همین منظور اما ما ها عادت داریم هی ایراد بگیریم حالا اگه زن بود مردا صداشون در میومد , قضیه سوسک که یادته الکی بهونه بود.

    سر کلاس ها ما سر زرنگ کلاس آقای معلم تهاجم سکسی داشتند؟!

  11. حمید پرنیان می گوید:

    وای، ناز! … نمی دونم چن ساله ات ه ولی باور کن اگه این مختص به نسل ما باشه چه جوری باید توجیه اش کرد؟ مثلا نگاه می کنم به خواهرزاده ام هر وقت از مدرسه می آد انگار مثلا از سر کار برگشته. فسقلی نه سال اش بیشتر نیست ها. این قد بی رنگ و رو ه این از مدرسه برگشتن اش که آدم جرات نمی کنه بپرسه مثلا “خب! مدرسه چه طور بود؟” چون می دونم که جواب می ده “هیچی بابا! خانوم مشکاه گفت باید دفتر نقاشی بگیری، این دفتر خط دارا قبول نیس “. اولین کامیابی ها و ناکامی ها رو ما اون جا تجربه کردیم، اما این ها … نمی دونم والا … راستی ببخشید دیر جواب می دم. ازم پرسیده بودی “چرا دزد؟”. من عاشق ژان ژنه ام. همون نویسنده ی همجنسگرای فرانسوی. اسم یکی از کتاب هاش “یادداشت های روزانه یک دزد” ه.

  12. شیما می گوید:

    آخی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی….نازی ی ی ی ی ی ی ی ی….

  13. آرش می گوید:

    ضدتحصيل ها دارن زياد مي شن … ما مشعوف شديم

  14. مریم می گوید:

    من خودم با اینکه اصلا بچه درس خونی نبودم ولی توی کلاس همیشه سوگلی بودم و معلممون منو دوست داشتن.من از همه دوستان تنبل معذرت میخوام :دی

  15. ندا می گوید:

    يكي ديگه از از اتفاقاتي كه براي زرنگ كلاس ممكن بود بيفته اين بود كه معلم هيچوقت تمرين هاش و چك نكنه ، و اون هم هيچوقت تمرين ها شو ننويسي . البته شايد بشه گفت زرنگيه زرنگ كلاس ;)

يك پاسخ برايش بگذاريد