زرنگ کلاستون کیه؟ این دومین سؤال بود. اول میپرسیدند کدوم کلاسی؟ میگفتم خانم رفیعی مثلاً. سؤال دوم هم این بود و من باید اسم سوگلی کلاس را میگفتم. هر سال اواخر تابستان شبها خواب میدیدم که “زرنگ کلاس” منم و روزها تمام رقیبهای احتمالی را بررسی میکردم و دعا میکردم در “کلاس بندی”، توی کلاس من نیفتند. من کوچولوی خنگ فکر میکردم با زیاد کردن تعداد بیستهای دفتر دیکته ممکن است روزی “زرنگ کلاس” بشوم. اما زرنگ کلاس بودن یک مفهوم منفرد نبود. یک “بسته” از مفاهیم بود:
1. زرنگ کلاس هفتۀ اول مشخص میشود و مراسم تاجگذاری تا روز پنجشنبۀ هفتۀ اول تمام شده است. بعد از آن کلاس را به اسم او میشناسند. کلاس “محسنی اینا”، “یزدانی اینا”…
2. مامان زرنگ کلاس حتماً زن خوشتیپی است و بعید است خانهدار باشد.
3. زرنگ کلاس اگر بیست نگیرد، گریه میکند، مقنعهاش خیس اشک میشود و معلم به جای اینکه سرش داد بزند، با خط کش روی دستش بزند و یا ده بار پشت سر هم بگوید افتضاح بود، از تو انتظار نداشتم، میگوید: اشکالی نداره، دفعۀ بعد جبران میکنی، حالا برو صورتتو آب بزن. (روزی که او بیست نگیرد، همه خوشحالند. چون به مامان و بابا میگویند: حتی “او” هم بیست نگرفت.)
4. زرنگ کلاس مشق بچهها را خط میزند، حتی مشقهای تو را که اینقدر با سلیقه با مداد قرمز خط فاصلهها را گذاشتهای و اینقدر در خانه از دستخط قشنگت تعریف کردهاند. خط نمیزند، چنگ میزند و تو باید ورق بزنی که دستش خسته نشود از خط زدن و ورق زدن.
5. زرنگ کلاس تخته را پاک میکند و تنها کسی است که میتواند وارد دژ مخفی “دفتر” بشود و گچ بیاورد.
7. زرنگ کلاس تنها کسی است که خانم ناظم لپش را میکشد و میگوید به مامانت سلام برسون.
8. زرنگ کلاس فقط یک نفر است و نه بیشتر و آن یک نفر هیچوقت تو نیستی.
دسامبر 5, 2008 در t 11:30 ق.ظ
خیلی خوب بود :)
می تونم اضافه کنم که در مورد تجربیات من زرنگ کلاس مبصر هم بود در اغلب موارد!
دسامبر 5, 2008 در t 2:22 ب.ظ
آره درست می گی. مبصر هم بود. اما یه وقتهایی هم مد شده بود زرنگ کلاس می گفت: مامانم گفته اگه مبصر بشم به درسم لطمه می خوره.
دسامبر 5, 2008 در t 3:35 ب.ظ
زرنگ کلاس ما در سال دوم ابتدایی سارنگ بود. دفتر دیکته اش یک دفتر دویست برگ با جلد اعلای قرمزرنگ بود و بعد از هردیکته ای که معلم می گفت، هرکی دفترها رو جمع می کرد و روی میز آقا معلم می گذاشت تلاش مذبوحانه ای می کرد که دفتر خودش را بالای همه دفترها بگذارد تا معلم دیکته او را سرمشق قرار دهد. غافل از اینکه دفتر سارنگ هیچوقت لابلای دفترهای دیگر گم نمی شد و آقا معلم اول از همه دفتر سارنگ را از لابلای آنهمه دفتر بر می داشت، تصحیح می کرد و دیکته او سرمشق دیکته همه ما می شد.
سارنگ وسط های سال سوم به خاطر انتقال پدرش به شهری دیگر از ما خداحافظی کرد و دیگر هیچ وقت ندیدمش. و من با وجود حسادت کودکانه ای که به او داشتم دلم براش تنگ شد و مدتی با بغض به یادش می افتادم.
دسامبر 5, 2008 در t 3:51 ب.ظ
به افشین:
آخی! من بودم از رفتنش کلی ذوق می کردم!
دسامبر 5, 2008 در t 7:59 ب.ظ
یک نژاد دیگه زرنگهای کلاس بودند که توی دبیرستان و راهنمایی پدیدار شدند. اونها هم بچه باحال بودند، هم زرنگ. همیشه هم میگفتند من که هیچ چی نخوندم.
دسامبر 5, 2008 در t 8:11 ب.ظ
نمی دونی چه خاطره ای رو برام زنده کردی. امشب به صرافت افتادم توی گوگل سرچ اش کنم. یکی هست که مشخصاتش کاملا می خونه. شاید پیداش کنم.
دسامبر 5, 2008 در t 8:30 ب.ظ
[...] زرنگ کلاس « گفتارپریشی ۳. زرنگ کلاس اگر بیست نگیرد، گریه میکند، مقنعهاش خیس اشک میشود و معلم به جای اینکه سرش داد بزند، با خط کش روی دستش بزند و یا ده بار پشت سر هم بگوید افتضاح بود، از تو انتظار نداشتم، میگوید: اشکالی نداره، دفعۀ بعد جبران میکنی، حالا برو صورتتو آب بزن. (روزی که او بیست نگیرد، همه خوشحالند. چون به مامان و بابا میگویند: حتی “او” هم بیست نگرفت.) [...]
دسامبر 6, 2008 در t 1:45 ب.ظ
اگه بگم منم یکی ازوناش بودم کتکم نمی زنی؟:دی خیلی خوب نوشتی:)
دسامبر 6, 2008 در t 3:14 ب.ظ
مهسا:
چرا اتفاقا. فقط باید پیدات کنم!
مرسی که سر زدی
دسامبر 8, 2008 در t 7:53 ق.ظ
در مورد کاریکاتور نیک آهنگ می خواستم بگم همه ما وقتی حرف سکس و اینا میشه یه کمی خودمونو جمع و جور می کنیم البته بعضی ها هم سوء استفاده می کنن نیک هم به همین منظور اما ما ها عادت داریم هی ایراد بگیریم حالا اگه زن بود مردا صداشون در میومد , قضیه سوسک که یادته الکی بهونه بود.
سر کلاس ها ما سر زرنگ کلاس آقای معلم تهاجم سکسی داشتند؟!
دسامبر 8, 2008 در t 1:27 ب.ظ
وای، ناز! … نمی دونم چن ساله ات ه ولی باور کن اگه این مختص به نسل ما باشه چه جوری باید توجیه اش کرد؟ مثلا نگاه می کنم به خواهرزاده ام هر وقت از مدرسه می آد انگار مثلا از سر کار برگشته. فسقلی نه سال اش بیشتر نیست ها. این قد بی رنگ و رو ه این از مدرسه برگشتن اش که آدم جرات نمی کنه بپرسه مثلا “خب! مدرسه چه طور بود؟” چون می دونم که جواب می ده “هیچی بابا! خانوم مشکاه گفت باید دفتر نقاشی بگیری، این دفتر خط دارا قبول نیس “. اولین کامیابی ها و ناکامی ها رو ما اون جا تجربه کردیم، اما این ها … نمی دونم والا … راستی ببخشید دیر جواب می دم. ازم پرسیده بودی “چرا دزد؟”. من عاشق ژان ژنه ام. همون نویسنده ی همجنسگرای فرانسوی. اسم یکی از کتاب هاش “یادداشت های روزانه یک دزد” ه.
دسامبر 8, 2008 در t 7:55 ب.ظ
آخی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی….نازی ی ی ی ی ی ی ی ی….
دسامبر 11, 2008 در t 5:08 ب.ظ
ضدتحصيل ها دارن زياد مي شن … ما مشعوف شديم
دسامبر 13, 2008 در t 4:22 ب.ظ
من خودم با اینکه اصلا بچه درس خونی نبودم ولی توی کلاس همیشه سوگلی بودم و معلممون منو دوست داشتن.من از همه دوستان تنبل معذرت میخوام :دی
دسامبر 22, 2008 در t 8:25 ق.ظ
يكي ديگه از از اتفاقاتي كه براي زرنگ كلاس ممكن بود بيفته اين بود كه معلم هيچوقت تمرين هاش و چك نكنه ، و اون هم هيچوقت تمرين ها شو ننويسي . البته شايد بشه گفت زرنگيه زرنگ كلاس ;)