فریبرز عربنیا در فیلم “شوکران” یک جایی با ژست مدیر کارخانۀ ”ارزشی” وطندوست از بازار گله میکند و میگوید: ای بابا این کرهایها هم عجب دم درآوردند ها! تا دیروز زنهاشون میاومدند اینجا واسه کلفتی!
و من این فیلم را بدون توجه به دیالوگهایش سر کلاسی که دوتا دختر کرهای هم نشسته بودند، پخش کردم و وقتی این دیالوگ را گفت، رفتم ته کلاس قایم شدم. انگار نه انگار.
برچسبها: کلاس فارسی
فوریه 9, 2009 در t 8:27 ق.ظ
پیش میاد دیگه. از بس ما جهانییم!
فوریه 9, 2009 در t 9:54 ق.ظ
عجب کاردیااااااااا…ولی عیبی نداره منم استاد این شیرین کاریها هستم
فوریه 9, 2009 در t 3:12 ب.ظ
البته مایه ی آبرو ریزی بوده، اونایی که یه زمان میومدن کلفتی، حالا سروری هم کمه واسشون!!
اینجا تقصیر کار مقصره!!
فوریه 9, 2009 در t 6:47 ب.ظ
فکرش رو بکن چه قد آدم اون لحظه دوست داره در مورد هیچ فرهنگی یا قومی حرف ارزشی نزنه چه مثبت چه منفی.
فوریه 10, 2009 در t 12:40 ق.ظ
کار درستی انجام داده اید.زبان آموزان باید با ابعاد دیگر زبان که یکی از آنها “خرده فرهنگها”هستند نیز آشنا شوند. به قول ویتکنشتاین ,” بازی زبانی” تمام فرهنگ است.بخواهیم یا نه “کلی گویی” و ” خود برتر بینی ” جزئی از اندیشه عوامانه ایرانی شده است.اینجا در فیلم به صورت نا خود آگاه آنچه در اندیشه کارگردان و یا سناریست بوده از زبان یکی از شخصیت ها بیان شده است.تازه این نماینده قشر مثلن روشنفکر جامعه است.
راستی بلاگ خوبی دارید.تبریک میگویم و سر خواهم زد.