- بچهها از یک زمانی شروع میکنند به تولید اصواتی با الگوی منظم که قرار است بعداً بشوند کلمه. هرچه پدر و مادر حواس جمعتر باشند زودتر الگوهای صوتی بچه را کشف می کنند. مثلاً بعد از کلی بـَ .. بـَ ..با..بـُ ..با یک “بابا” ظاهر میشود. حالا باید کشف کنی این بابا هم تصادفی ظاهر شد یا معنیدار بود. مثلاً وقتی بابای بچه میآید بالای سرش دا..دو..بـِ.. بـُ یکهو میشود با..با و آنوقت است که ننه و بابا جیغ میزنند و ذوق زبان باز کردن بچه را میکنند. چون لفظ را به موقع استفاده کرده و نشان میدهد که صوت معنیدار ساخته.
- حالا بچه مدرسه میرود و از بیخ و بن با درسها و نظام مدرسه مشکل دارد. مادر با صبر و حوصله یک ساعت برایش توضیح میدهد که باران چطور درست میشود. فردا امتحان علوم دارد حیف نان! البته مادر روانشناسی کودک خوانده و میداند تحقیر و توبیخ نتیجۀ عکس دارد. بعد از یک ساعت تقلا برای فهماندن درس، میگوید خوب حالا من میپرسم تو بگو و بچه که تمام مدت سعی میکرده علیرغم همۀ ورجه وورجههایش گوش بدهد و در این مدت تمام اشیای موجود در اتاق را حداقل یک بار جابجا کرده حالا میخواهد امتحان پس بدهد. مامان شروع میکند:
- خوب بگو بارون چطور درست میشه؟
- من بگم؟
- آره دیگه عزیزم. مگه فردا امتحان نداری؟ …خوب بگو…از اول با حوصله…اول چی میشه؟ همین الان گفتم که…اول هوا…
- اول هوا…هوای گرم…
- آفرین….خب..هوا چی میشه؟
- قطره…جمع میشه…
- خوب
- بخار…سرد میشه…نه نه گرم میشه
- … (نفس مادر در سینه حبس شده)
- تصعید…
- خوب خوب…آفرین
- میعان.. نه…تبخیر.
- نه درست بود همون …تصعید میشه…چرا؟ چه جوری تصعید میشه؟
- بالا میره…دمای هوا…زیاد میشه…نه…کم میشه…
- …
- کم میشه …میآد پایین…نه…بالا میره دوباره
- …
- …
- …پوووووف…خوب برو بخواب خسته شدی. فردا صبح زود باید بیدار شی
حالا همۀ اینها را گفتم که بگویم دیدن نطق و مناظره و فیلمهای تبلیغاتی این نامزدهای انتخاباتی هم بیشباهت به این دو موقعیت نیست. موقع انتخابات دولت زبان باز میکند و ما، مردم، هی باید بگوییم: آها…آفرین…نه نه نه…دوباره بگو…آها…اینه…نه نه اون یکی چی بود؟ همون ….آها…دیدی گفت؟ نه؟ این نبود؟ پس چی بود؟ بزار دوباره بگه…آها…بگو!..دیدین گفتم…درست گفت…نه؟ پس اون چی بود؟…بیا گوش بده…
اینکه امید تهش بماند یا نا امیدی نمیدانم واقعاً.
بعدالتحریر: (کی گفته در مثل مناقشه نیست؟ از اینکه دولتمردان را به کودکان معصوم تشبیه کردم یک کم ناراحتم. اما وجه دیگری از کودک را در نظر بگیرید، نه معصومیتش را)
ژوئن 3, 2009 در t 7:07 ب.ظ
خانوم دکتر. میشه شما که ماشالله تحصیلکرده هستین بفرمایین این دولتمردان که الان دارن عینهو یه بچه ۶ماهه حرف میزنن آیکیوشون چه قدر میشه؟ یعنی چند رقمیه؟
ژوئن 3, 2009 در t 8:15 ب.ظ
عالی بود. عالی
ژوئن 7, 2009 در t 5:17 ب.ظ
متاسفانه فعلا” که رئیس دولت داره بلبل زبونی میکنه اون زبون بسته هاکه مثل بچه شش ماهه گیج و گول نشستن و فقط بهش نیگا میکنن مثلا” کاندیداهای مای بدبخت هستند که منتظریم تیغ تیز رو از دست زنگی مست درآرند و کاری بکنند!!!!
ژوئن 9, 2009 در t 7:05 ق.ظ
دوست جدیدم سلام
شاید یه مدت نتونم بهت سر بزنم. یه مدت یعنی یک ماه. خلاصه گفتم نگرانم نشی D: شایدم تونستم.
به هر حال تو این یک ماه از نظر بعد مکانی به نظرم دارم بهت نزدیکتر می شم. یک شهر، یک شهر بزرگ، شهر من.
اما چی دارم می گم، تو دوست بدون بعد مکانی من هستی، چه فرقی می کنه!
راستی چرا دیر به دیر می نویسی؟! لطفا بنویس بنویس از بچه ها، از زبان و از هرچی که دوست داری دوست ماه من.
شب بخیر سارا
پ.ن.: راستی دارم فکر می کنم که یه وبلاگ باز کنم، یه وبلاگ ناشناس. اما تا اون ماجرا رو هم بیارم طول می کشه.
ژوئن 9, 2009 در t 7:06 ق.ظ
یادم رفت اون قضیه رو بهت گوشزد کنم. یادت نرهههههههه
آره می دونم خیلی خرم که ایمیل نمی زنم. از دفعه بعد.
ژوئن 9, 2009 در t 9:59 ق.ظ
سلام
جالب بود.
اما دولتمردان در بسیاری موارد وقتی حرف اصلی شان را می خواهند بزنند ،آنرا در یک فرایند پیچیده کاملا استرلیزه می کنند ولی موقع خالی بندی و اظهارفضل مثل بلبل برای عالم وآدم رجز می خوانند.
اینهم sms داغ امروز:
عموآمارباف
بله
دروغاتو خوب بافتی؟
بله
به ملت انداختی؟
بله
عمواومده!
چی چیوبرده؟
شرم وحیا
با صدای چی؟
بگم؟بگم؟
ژوئن 13, 2009 در t 10:55 ق.ظ
سلام
رفیق کلی خندیدیم بعد از مدتها
منتظرت هستیم کی برمیگردی؟