تهران ساعت پنج بعد ازظهر. کارگر روی شیب چمنها نشسته. کرم لایهبردار و ضد چروک. کرد است؟ ترک، لر یا افغانی؟ نمیدانم. همه جا تعطیل است. داروخانهها تعطیلند. اگر ایستاده بود از مدل شلوارش شاید میفهمیدم. اگر حرف میزد از لهجهاش. اما نشسته و ساکت به پارک روبرو خیره شده و سه تا نان تازه کنارش روی چمنها. جین نپوشیده. فکر نکنم افغانی باشد. قبل از خوردن هر تکه، یک تکان کوچک به نان میدهد و تمیزش می کند بعد به دهان میگذارد. چقدر گرسنهام. امروز عزای عمومی است. همه جا تعطیل است. فقط کارگران ساختمانی سر کارند و داروخانۀ شبانهروزی باز است. شصت هزار تومن برای داروی ضد چروک و لایهبردار.
کارگر پوست صورتش پر از چروک است. خشک است. قهوهای سوخته است. پر از لک است و به سفتی و زبری پوست شکم لاکپشت است. کارگر مرد است. تنومند است و شصت هزار تومن را برای خانوادهاش میفرستد نه برای شرکت “ایو روشه”. زن بودن و کارگر تنومند آفتابسوخته نبودن خرج دارد.
هوا عالی است. داروی پوستی را در کیفم میگذارم و قدم میزنم. اگر زن نبودم میرفتم کنارش و او هم از نان تازهاش تعارفم میکرد و دو نفری به پارک روبرو خیره میشدیم و داروی پوستی را پرت میکردم توی جوی آب. هوا ی تهران در این فصل عالی است. نه سرد و نه گرم. امروز هم که خیابانها خلوتند. فقط کارگران ساختمانی سر کارند. همه جا تعطیل است. عزای عمومی است. شهادت امام جعفر صادق (ع) بر شیعیان تهران تسلیت باد.
اکتبر 15, 2009 در t 12:06 ب.ظ
اگر زن نبودی میرفتی کنارش و او هم از نان تازهاش تعارفم میکرد و دو نفری به پارک روبرو خیره میشدید و داروی پوستی نمی خریدی.
باعث آلودگی زیست محیطی نشو ترا به خدا…
اکتبر 21, 2009 در t 9:05 ب.ظ
نوشته هاتونو دوست دارم ولی شما خیلی دیر به دیر مینویسین
نوامبر 4, 2009 در t 3:03 ب.ظ
بازگشت پرولتاریایی شما به جرگه بورژوازی قلم به دست را به تمام کارگران ساختمانی جهان تبریک عرض کرده وبرای تمام لایه برداران،برنزه کنندگان وضد آفتاب های جهان صبر جلیل آرزومندیم.