یادداشت روز

By سارا

تهران ساعت پنج بعد ازظهر. کارگر روی شیب چمنها نشسته. کرم لایه‎بردار و ضد چروک. کرد است؟ ترک، لر یا افغانی؟ نمی‏دانم. همه جا تعطیل است. داروخانه‎ها تعطیلند. اگر ایستاده بود از مدل شلوارش شاید می‏فهمیدم. اگر حرف می‏زد از لهجه‏اش. اما نشسته و ساکت به پارک روبرو خیره شده و سه تا نان تازه کنارش روی چمنها. جین نپوشیده. فکر نکنم افغانی باشد. قبل از خوردن هر تکه،  یک تکان کوچک به نان می‏دهد و تمیزش می کند بعد به دهان می‎گذارد. چقدر گرسنه‎ام. امروز عزای عمومی است. همه جا تعطیل است. فقط کارگران ساختمانی سر کارند و داروخانۀ شبانه‏روزی باز است. شصت هزار تومن برای داروی ضد چروک و لایه‌بردار.

کارگر پوست صورتش پر از چروک است. خشک است. قهوه‎ای سوخته است. پر از لک است و به سفتی و زبری پوست شکم لاک‏پشت است. کارگر مرد است. تنومند است و شصت هزار تومن را برای خانواده‌اش می‌فرستد نه برای شرکت “ایو روشه”. زن بودن و کارگر تنومند آفتابسوخته نبودن خرج دارد.

هوا عالی است. داروی پوستی را در کیفم می‏گذارم و قدم می‏زنم. اگر زن نبودم می‎رفتم کنارش و او هم از نان تازه‏اش تعارفم می‏کرد و دو نفری به پارک روبرو خیره می‌شدیم و داروی پوستی را پرت می‏کردم توی جوی آب. هوا ی تهران در این فصل عالی است. نه سرد و نه گرم. امروز هم که خیابانها خلوتند. فقط کارگران ساختمانی سر کارند. همه جا تعطیل است. عزای عمومی است. شهادت امام جعفر صادق (ع) بر شیعیان تهران تسلیت باد.

3 پاسخ به “یادداشت روز”

  1. HB می گوید:

    اگر زن نبودی می‎رفتی کنارش و او هم از نان تازه‏اش تعارفم می‏کرد و دو نفری به پارک روبرو خیره می‌شدید و داروی پوستی نمی خریدی.
    باعث آلودگی زیست محیطی نشو ترا به خدا…

  2. af می گوید:

    نوشته هاتونو دوست دارم ولی شما خیلی دیر به دیر مینویسین

  3. یانو می گوید:

    بازگشت پرولتاریایی شما به جرگه بورژوازی قلم به دست را به تمام کارگران ساختمانی جهان تبریک عرض کرده وبرای تمام لایه برداران،برنزه کنندگان وضد آفتاب های جهان صبر جلیل آرزومندیم.

پاسخ دهید