- میگفت عروسشون از این خرمایههاست. بچه زعفرانیه است
- زیتون پروردههه ولی خیلی چسبید. رب انارش زیاد بود.
- آخ ولی من یه سوسک زیر میز شام دیدم.
- درشت؟
- نه از این کوچولوها… گفتم الان میره سر وقت گروه موزیک،
اون خواننده عشوهایه یه جیغ میکشه
- خوشگل بود ولی
- فکر کن موقع اجرای برنامه یهو سوسک بیاد جلوی پات…
هرچی تمرین کرده باشی از یادت میره
- شکمت خیلی زده بیرونها!
- از اون بدتر اینه که فردای عروسیت جنگ بشه
- مگه فردا جنگ میشه؟
- نمیشه؟
- این چند روزه خیلی خرخوری کردم… آبش میکنم نترس
- من فقط از سوسک میترسم …چراغو یادت رفت خاموش کنی
- اینها چرا تکیه بپا کردن؟
- برا علی؟
- الان عیده یا عزاداری؟
- اَه… تو نمیری خاموش کنی؟
- نه، خودت برو… تو نزدیکتری
- برا حسین تکیه میزنن که
- خوش به حال نابیناها… چراغ روشن هم باشه میگیرن میخوابن
- محرم شروع شده؟
- خوبه ما اینجا سوسک نداریم
- نابیناها اصلاً چراغ رو روشن نمی کنن که بخوان خاموشش کنن
- ولی ما هم داشتیم یادت نیست؟
- دهن دختره ولی خیلی عصبی بود.
- اون اوایل فقط… با اون پودره قلع و قمع شد
- عروس؟
- نه خوانندهه
- خوش به حال ناشنواها، تو محرم آسایش دارن
- درشتها خیلی چندشناکن، این ریزها باز قابل تحملن…خوابت میآد؟
- ما با این پولهامون توالت هم تو زعفرانیه نمیتونیم بخریم
- من چرا خوابم نمیآد؟
- یه فیلم خوب اومده راستی…بریم ببینیم
- خیلی عجیبه، میگن برتراند راسل با خواهرش رابطه داشته.
- رزیتا هاشمی توش بازی میکنه
- الکیه فکر کنم
- نه میگن جالبه …دربارۀ یه زن و مرد ایرانیه
- راسلو میگم… این همه کتاب اخلاق و اتیک نوشته
- راستی امروز الکی پول دادم یه رژ لب گرون خریدم. نمیدونم چرا…
میگن سیستم بانکها ریخته به هم
- سیستم کارت به کارت رو میخوان بردارن
- هارد به هارد به جاش بزارن
- یه ذره انگار دلپیچه دارم… نباید اینقدر می خوردم
- گفتی راسل با مادرش رابطه داشته؟
برچسبها: زمانه