فعل جویدن در تاریخ معاصر

 

تربیت کردن گوش به تشخیص تمایز بین صداها در زبان‌آموزی یکی از سخت ترین کارهاست و گاهی غیرممکن. فارسی‌زبانها مثلاً تشخیص دادن تمایز sheep و ship برایشان سخت است.

در زبان انگلیسی (و چندتا زبان دیگر) هم تمایزی میان اَ و آ وجود ندارد و دوکلمۀ «مادر» و «مدار» به گوش اهل این زبان یکسان شنیده می‌شود. خیلی از شاگردهای انگلیسی‌ زبان هیچ وقت تفاوت اَ و آ را متوجه نمی‌شوند و فقط حفظ می‌کنند که مثلاً هروقت از موجودی که ما را به دنیا آورده حرف می‌زنیم منظورمان آن کلمه‌ای است که الف بعد از میم می‌آید. هروقت هم می‌خواهند یک کلمۀ جدید را بنویسند که  اَ  یا  آ  دارد، می‌پرسند با الف یا بی الف؟ و همیشه باید به آنها بگویم که مثلاً «پارک» در فارسی الف دارد، یا «سرد» الف ندارد.

یک بار در جمله به فعل «جوید» رسیدیم. موش طنابها را جوید و چون این فعل جدید بود، معنی‌اش را توضیح دادم. (با آدامس !)

یکی از شاگردهای ایرانی – آمریکایی پرسید: پس قبل از انقلاب که می‌گفتند «جوید شاه» منظورشان چی بوده؟

به نظر شما شاه چه چیز را می‌جویده؟

مرتبط: باز هم تاریخ معاصر

Advertisements

برچسب‌ها: ,

5 پاسخ to “فعل جویدن در تاریخ معاصر”

  1. آشنا Says:

    راستش به نظرم شاگردتون درست گفته؛شاه با اين طلبيدن جاويداني خرد خرد جويده شد پايه‌هاش. خيلي از مسائلي كه نوشته‌اي جالب هستند و خنده‌دار در وهله‌ي اول. در عربي هم از جناب آقاي آذرنوش شنيده‌ام كه مصوت بلند آ في‌الواقع وجود نداره و اين همه آ كه مي‌بينيم در تلفظ صحيح بايد اُ تلفظ شوند.

  2. افشین Says:

    مثال قشنگ و بامزه ای بود. فکر می کنم آموختن زبان دوم برای انسان یک مهارت معمولی نیست که فقط نیاز به یادگیری و تمرین وتکرار داشته باشد. احساس می کنم مثلا برای یادگیری بهتر زبان انگلیسی باید الگویی داشته باشی از شخصیت یک انگلیسی زبان و بخشی از شخصیت خودت را با او تطبیق دهی. این شاید به خاطر آن است که زبان، بخشی از شخصیت آدم است. این تطبیق شخصیتی در یادگیری زبان اول هم اتفاق می افتد. کودک در حین زبان آموزی ناخودآگاه بخشی از شخصیتش نیز شکل می گیرد.
    اگر کسی را می شناسید که ادعای تسلط کامل به زبان فارسی به عنوان زبان دوم دارد، با مثالی تستش کنید. مثلا از او بخواهید که تمام معانی مختلف فعل «زدن» را برایتان بگوید. وقت کافی به او بدهید حتی در حد چند روز . شاید ده ها معنی و مصداق از این فعل را برایتان بگوید اما تقریبا مطمئن ام یکی می ماند: زدن به معنی متمایل بودن مثلا : یک ماشین دیدم که رنگش به آبی می زد. یا : آبی می زد.
    اگر ترکی بلد بودید مثال های بیشتری بود چون فکر می کنم زبان بکرتری است. راستی شما زبان فارسی تدریس می کنید؟

  3. pashmoddin Says:

    ناخن هاشو.
    – خیلی جالب بود این صوبتا-

  4. mehrnaz Says:

    کاش خرخره بعضی هارو جویده بود که ما این روزها گرفتارشون نبودیم

  5. Ãmir Says:

    خیللی زالب نوشته بودی. کلی خندیدم!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: