پیاده می‎شم!

 

آن سریال مجید دلبندم یادتان هست؟ که پیک نیک و پینگ پنگ و کینگ کنگ و … را با هم قاطی می‌کرد؟ این اتفاق در کلاس زبان زیاد می‌افتد. (من هنوز هم experiment  و experience را توی جمله‎های انگلیسی شانسی استفاده می‌کنم)

شاگرد کره‎ای پرسید: زنها ته اتوبوس وقتی می‌خواهند پیاده بشوند به راننده یک چیزی می‎گویند. باید این جمله را یاد بگیرم. گفتم می‌گویند: نگه دار یا مؤدبانه‎تر: لطفاً نگه دارین. بعد روی تخته نوشتمش و او هم زود یادداشتش کرد. شاگرد عرب – انگلیسی با تعجب گفت: معنی اصلی این جمله چیه؟ ترجمه کردم و گفتم: یعنی stop it یعنی ماشین را متوقف کن. دیدم تعجبش بیشتر شد. گفت پس چرا روی دیوار خیابان ما نوشته: خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار!

توضیح اینکه این شاگرد خط عربی – فارسی را می‌داند و مشکلی در خواندن تابلوها و دیوارنوشته‎ها ندارد.

 این هم بی‎ربط نیست.

Advertisements

برچسب‌ها:

14 پاسخ to “پیاده می‎شم!”

  1. حمید پرنیان Says:

    خب باید از تفاوت خداوند و راننده ی اتوبوس می گفتید براش.

    من عاشق این نگاه های تطبیقی ام.

  2. آرش Says:

    من الان لبخند شيطنت آميزي رويم نقش يسته … جدا چرا ؟

  3. commander65 Says:

    salam
    khaste nabashid
    weblog + matalebe jalebi ro bevojood ovordin
    movafagh bashid

  4. Xtrementalist Says:

    سال هفتاد و نه توی یه دفعه توی متروی پاریس با اسپری روی در و دیوار پُر کرده بودند مرگ بر شاه. به فارسی. هفته ی بعدش همان جا و همان ایستگاه به جاش نوشته بودند مرگ بر خمینی. به فارسی

  5. tarnamaa Says:

    خب، معنای مشترک لفظی دانستن هم اینجا به درد می خورد دیگر!
    آن یکی شیری است که آدم می خورد
    وآن یکی شیری است که آدم می خورد

  6. مهران Says:

    بامزه بود

  7. Soda Says:

    سارا جونم من همینجام. حوصله ام از اونجا سر رفته بود. باید از هر چیزی زود کشید بیرون. ماچ منو بده. وبلاگتو می خونم

  8. حمید پرنیان Says:

    فکر می کنم روی پرده باشه سارا! نمی دونم دقیق. ولی من دانلودش کردم.

  9. تمشك تلخ Says:

    سلام ساراي عزيزم. درباره كاربرد بعضي كلمات ناجور حق با شماست اما چه مي شود كرد؟ گاهي آدم هرقدر فكر مي كند معادل مناسبتري پيدا نمي كند. وبلاگت رو دوست دارم و باز هم ميخونم.قربان تو.

  10. تمشك تلخ Says:

    ما فارسي زبانها هم دقيقا با چنين مشكلي در ترجمه آثار بعضي نويسندگان انگليسي زبان مثل سلينجر يا فاكنر مواجه هستيم. همين تطبيق اصطلاحات كه كاري بسيار ظريف و دقيق است.

  11. Saeid Says:

    خیلی جالب بود. این نوع زاویه دید خیلی جذاب تره :)

  12. SinaTheory Says:

    lol

  13. باران Says:

    خيلي ديد جالب بود و منو بفکر انداختي
    از اين ب بعد يکي از خواننده هاتم خوشمان امد
    موفق و پايدار باشي

  14. غزل Says:

    خیلی خیلی جالب و تامل بر انگیز بود
    سپاسگزارم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: