بلوغ در سی سالگی

 

دیگر سعی کن جدی باشی و پاهایت را اینقدر تکان ندهی.

به محرم فکر کن و ظهر عاشورا

1500 سال را ول کن، 30 سال را بگو

بگو چرا سی سال  گریه نکردی؟

دیگر جدی باش. خنده بس است عزیزم، آویزان بازی بس است، بچگانه حرف زدن بس است.

به میخچۀ پایت فکر کن و به برف فردا و به پیاده‌روهایی که می‌خواهی روی آنها لیز بخوری، به لگن خاصره‌ات فکر کن. لگن خاطره. لگن حافظه.  

جدی باش

 

Advertisements

برچسب‌ها:

10 پاسخ to “بلوغ در سی سالگی”

  1. جواد Says:

    لگن بچه..

  2. پاشا Says:

    به تازگی با بلاگ شما آشنا شده‌ام و اگرچه از این پیغام تکراری اصلا خوشم نمی‌آید ولی واقعا فوق العاده است!‌خاطراتتان از بازی‌ها و چند پهلویی‌های زبانی محشر است.

  3. یانو Says:

    شبیه stream of consciousness های Benji تو The Sound and the Fury فاکنر بود.

  4. حمیرا Says:

    «آویزون بازی » را اینجا یاد گرفتم

  5. حمیرا Says:

    منظورم اصطلاح «آویزون بازی» بود ، اشتباه برداشت نشود

  6. پژمان Says:

    پیرزنی بود از اقوام دورمان که به لگن خاصره می گفت «کاسه خاطرات» ! این خط آخر نوشته ات، بد جوری من را یاد او انداخت.

  7. یانو Says:

    با
    «زبان مادری:سلطه ایدئولوژیک در زبان و آفرینش ادبی»
    به روزم

  8. بچه Says:

    خانوم سارا ! شما سی سالتونه ؟ خوش به حالتون واقعا» ! من هیفده سالمه .
    می خوام اعترافی بکنم . چند وقت پیشا من به شما نفرین بدی کردم .
    اومدم که بگم متاسفم .
    راستی شما خانوم خوشگلی هستی ؟

  9. مهران Says:

    و چدی بودن چقدر دردناک است

  10. سعید پارسا Says:

    تلخ . قهوه ی بی شیر و شکر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: