گفتگو در دفتر مجله

          گفتی واژن

          نه به جان خودم. گفتم اینها یه مشت گلواژه‎ان

          دروغ نگو . گفتی یه مشت واژن

          اصلاً من این کلمه رو بلد نیستم. همیشه فارسیشو می‌گم

          ک.س نگوها! داشتی با ممد حرف می‎زدی نگفتی سخنرانی دکتر حامدی واژن‌نامه بود؟ بعد هم هرهر زدین زیر خنده؟

         اِ اِ … من نگفتم…ممد گفت. من خندیدم. ببخشید. از این به بعد قبل از خندیدن از تو اجازه می گیرم یه وقت جنسیتی نخندیده باشم…گیر میدی‌ها الکی [ برای خودش چای می‌ریزد]

          به هر حال چند دقیقه پیش گزارشهای مهتاب و مینا رو مسخره کردی… فقط چون زنن…گفتی یه مشت واژن می‌خوان نویسنده بشن

          من همچین چیزی نگفتم … الکی حرف نذار تو دهنم

          ببین دقیقاً اینو گفتی: [صدایش را کلفت می‌کند]  اینها هنوز مونده چیزی از توشون دربیاد. فکر کرده‎ان کشکه هه .. یه مشت واژن! حالا اگه اینها رو رفیقهای سبیل کلفتت نوشته بودند، به به و چه چهت هوا بود.

          من نگفتم واژن. گفتم اینها یه مشت گلواژه‌ان. اگه حمید و محمود و احمد و ممد هم همچین آشغالایی نوشته بودن باز می‌گفتم یه مشت گلواژه‌ان…گرچه به اونها هم هیچ وقت به به نمی‌گم. اگه بد باشه من تعارف ندارم با کسی. می‎خوام سر به تن هیچکدوم نباشه اصلاً. اما این رفقای جیگر تو چی فکر کردن واقعاً؟

          بیا دیدی؟

          عجب گیری کردیما…هرچی می‎خوای بگو…این نوشته‌ها به درد چاپ نمی‌خوره…واژه یا واژن چه فرقی می‌کنه؟ اگه خیلی مهمن برات، بشون بگو دوزار کتاب بخونن که حداقل اصول اولیۀ گزارش‎نویسی رو یاد بگیرن [از اتاق خارج می‌شود]

 

Advertisements

برچسب‌ها: , ,

12 پاسخ to “گفتگو در دفتر مجله”

  1. سعید پارسا Says:

    فقط میشه گفت دمت گرم من هر وقت میام اینجا یه دل سیر می خندم . توپه توپ بود

  2. جواد Says:

    خیلی هم خوب..

  3. roozmare negar Says:

    kheili kheili jaleb o khundani bud.

  4. بی‌نام Says:

    گفتگوی واقعی است؟

  5. سارا Says:

    به بی نام:
    نه، من درآوردی است

  6. بی‌نام Says:

    اگه ما رو دست نننداخته باشین و واقعاً من‌درآوردی باشه که خیلی خوب از کار دراومده. دست‌مریزاد! (با این دست‌مریزاد هم می‌تونین کلی بازی در بیارین :) )

  7. مهران Says:

    خوب حالا می گفتی گل واژن نامه به کسی که بر نمی خورد تغریباً هم همون معنی رو می رسوند

  8. حمید پرنیان Says:

    واسه روز زن بود؟ … هنوزم که هنوز ه وقتی یه جا ترافیک می شه و راه بند می آد می گن حتمی یه راننده ی زن راه رو بند اورده. … فکر می کنم روز زن فرصت مناسبی باشد برای اصلاح افکار کلیشه زده مان :D

  9. آشنا Says:

    بد بود عزيز. به اين به به ها توجه نكن؛ با به به كردن واژن نامه گلواژه نميشه!!

  10. بچه Says:

    خانوم سارا!
    اصلا» واژن يعني چي ؟؟؟

  11. نلصر Says:

    سلام،
    محض اطلاع امروز دو هفته هست که مطلب جدید نذاشتین اینجا. هی ما بیاییم بخوریم به در بسته. خانوم شما رسالت دارین، مسول هستین در قبال خواننده هاتون.
    با تشکر

  12. ناصر Says:

    اسممون رو هم که اشتباهی نوشتیم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: