نامه

محبوبم سلام، این نامه را از حیاط دانشکده برایت می‏نویسم. کلاس تمام شده و باید به خانه برگردم ولی می‏خواهم اینجا زیر این درختهای بلند و سرسبز بنشینم و به تو فکر کنم. تو را یاد کنم. بوسه‌هایت را و دستهای بزرگت را. صدای گنجشکها از بالای درخت شنیده می‌شود و نسیم خنکی می‌وزد. کاش اینجا بودی. کنارم. می‌خواهم هیچ کار نکنم و فقط به تو فکر کنم، ولی این چند دانشجوی پرحرف نمی‌گذارند. آمده‌اند با هم درس بخوانند ولی دارند از رژیم و لاغری و چاقی‌شان می‌گویند. می‌خواهم به تو فکر کنم ولی بدم نمی‌آید بدانم این دختر خوشگل چشم بادامی چند کیلوست و چطور اینقدر خوش‌هیکل خودش را نگه داشته. می‌گوید پنجاه و هفت کیلو وزن دارد و باید لاغر شود و از بس مهمان دارند، نمی‌تواند درست و حسابی رژیم بگیرد.

 اینجا نشسته‎ام و می‌خواهم به چشمهایت فکر کنم. می‎خواهم به این فکر کنم که تو هم الان جایی زیر درخت نشسته‎ای و به من فکر می‏کنی؛ ولی بدم نمی‏‏آید بدانم یک بستنی لیوانی چند کالری به بدن اضافه می‏کند و برای آب کردنش چند کیلومتر باید دوید. آن دختر عینکی دارد به دوستش می‏گوید به جای رژیم گرفتن به لاغری موضعی فکر کن تا ماهیچه‌هایت تحلیل نروند و پوستت خراب نشود. نکته‎های مهمی می‏دانند.

محبوبم، به نظرت چه کار کنم که باسنم کمی جمع و جورتر بشود؟ نه، عمل جراحی کار درستی نیست. هرچیز طبیعی‌اش خوب است. حالا درست است که دماغم را عمل کرده‎ام و آن روز داشتیم از سیلیکون برای ممه‏هایم حرف می‏زدیم، ولی باسن اصلاً مشکل حادی نیست. تو هم که گفتی باسن بزرگ اصلاً زشت نیست. یادت هست؟ این دختر چشم بادامی می‎گوید یک دستگاهی آمده که با اشعۀ لیزر چربیهای اضافی بدن را می‏شکند و دیگر احتیاجی به رژیم غذایی یا جراحی نیست. می‏توانم به راحتی باسنم را جمع و جور کنم. فقط به گمانم کمی گران باشد.

محبوبم، می‎دانم این چیزها اصلاً برای تو مهم نیست. خودت گفتی، و بارها و بارها گفتی که مرا به خاطر خودم می‏خواهی. من هم برای همین عاشقت شدم. اما خوب، این «خود»ی که می‎گویی باسن هم دارد. نمی‏شود که کسی «خود»ش باشد ولی باسن نداشته باشد.

اینها را ول کن اصلاً. این روزها چه کار می‎کنی؟ هیچ به یاد من هستی؟ من هر روز به یادت هستم. تو هم به یادم باش. برای دیدنت لحظه‎شماری می‌کنم.

Advertisements

برچسب‌ها:

3 پاسخ to “نامه”

  1. رضا.ب Says:

    از نوشته‌ات لذت بردم. ولی کاش آخرش‌رو یه‌طور دیگه تموم میکردی. درضمن از طرز فضاسازیت لذت بردم.

  2. امیر Says:

    خیلی کم می نویسین تازگیا.

  3. alireza Says:

    از ظهر که خوندم به تیکه ی باسن دارم می خندم. یی هو خوب اومدی.یی هم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: