یک گزارش

سرانجام پس از آنکه نیمی از جمعیت کرۀ زمین بر اثر گرسنگی تلف شدند، جا باز شد و دانشمندان با فراغ بال و بودجۀ کافی به تحقیقات خود در زمینۀ جلوگیری از تولید مثل از سویی و افزایش طول عمر انسان‏های ساکن بر روی کرۀ زمین از سوی دیگر پرداختند. سه چهارم بودجۀ مملکتی در همۀ نقاط دنیا به تحقیقات دانشمندان اختصاص یافت. تکنولوژی به سرعتی باورنکردنی پیشرفت کرد، به طوری که مرگ ناشی از بیماری یا تصادفات به افسانه‌ای بدل شد. در مرحلۀ بعد به تکنولوژی احیای پس از مرگ دست یافتند و در سه فاز عملیاتی، ابتدا مردگان یک روزه، سپس مردگان یک ماهه و سرانجام مردگانی با گذشت شش ماه از مرگشان را می‌‏توانستند به زندگی برگردانند. البته هر فردی باید برگۀ امضا شدۀ اجازۀ بازگرداندن به حیات را در کنار اوراق هویت همراه خود می‎داشت.  براساس منشور اخلاق پزشکی هیچ کس را بدون رضایت شخصی حق نداشتند به زندگی برگردانند. در این میان رسانه‏‌ها هم به تشویق مردم برای رضایت به جاودانگی پرداختند و در نتیجۀ این تلاشها تمایل به خداحافظی با حیات بر روی کرۀ زمین- آن هم زمینی  جاباز و گرم و دوست داشتنی – تمایلی ارتجاعی و احمقانه تلقی می‌شد.
تنها آمار مرگ و میر که رقمی ثابت داشت، و دانشمندان را متعجب کرده بود، مرگ ناشی از غصۀ خیانت معشوق یا به اصطلاح پزشکی «دق» بود.  تقریباً تمام تلاشهای پزشکان برای بازگرداندن  قربانیان این گروه به حیات با شکست مواجه می شد.

روزی که دکتر بالتازار اهل کشور چک سرانجام به داروی درمان این غصه دست یافت، با خوشحالی از پله‌‏های آزمایشگاه پایین آمد تا نتیجۀ آزمایشش بر روی موشهای خیانت دیده را به اطلاع همکارانش برساند که سه پله مانده به آخر، زمین خورد و با ضربۀ مغزی مرد.

دکتر بالتازار را با تکنولوژیهای دیگر احیا به زندگی بازگرداندند، اما روز اولی که به زندگی بازگشت به او خبر دادند معشوقش از غیبت یک روزۀ او در دنیا استفاده کرده و رهایش کرده است و اکنون با دکتر جکیل است. بالتازار از غصه جان داد و راز درمان قطعی غصۀ عاشقانه را با خود به گور برد.

هرساله صدها هزار نفر در سراسر دنیا بر اثر این  عارضه  جان خود را از دست می‎دهند.

Advertisements

برچسب‌ها:

2 پاسخ to “یک گزارش”

  1. بُ Says:

    هیچ بعید نیست که یه سری هم پایه ثابت حیات پس از خودکشی می‌شدند. دائم خودشون رو می‌کشتند، چند وقت بعد دوباره زنده می‌شدند و فیلم‌های مراسم سوگواری رو می‌دیدند، با رضایت خاطر به شهر دیگه مهاجرت می‌کردند، یه پروفایل فیسبوک جدید می‌ساختند، دوباره دوستانی پیدا می‌کردند، دوباره خودکشی می‌کردند، دوباره زنده می‌شدند و فیلم مراسم خودکشی خودشون رو دوباره می‌دیدند …

  2. آواره در آمستردام Says:

    نميشد دكتر بالتازار را دوباره احيا كرد؟!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: